آرتین بالاخره قرار شده جمعهها بره مهد. روز اولش جمعه هفته پیش بود و باید بگم تقریبا موفقیت آمیز بود. البته نصیب من دو تا گاز جانانه بود که وقتی به آرتین گفتم مامانی میره خونه برات به به بیاره، پرید بغلم و چشمتون روز بد نبینه چنان گازی از دو تا سر شونم گرفت که تا شب جاش میسوخت. باید بگم این عمل بیسابقه بود
Sunday, November 1, 2009
Subscribe to:
Post Comments (Atom)




No comments:
Post a Comment