Monday, December 12, 2011

آرنج

آرتین می گه مامانی پرتقال می شه آرنج،و ( در حالی که به آرنج دستش اشاره می کنه) می گه : "اینم می شه آرنج".

Friday, December 2, 2011

آرتین و قورباغه

آرتین پای میز شام نشسته و با دستش فشار می ده به میز و صندلیشو روی هوا تکون می ده. بعد بلافاصله به مامان می گه: مامان قورباغه منو از پشت هل میده. مامان به قورباغه می گه: قورباغه پسرم می افته زمین لطفا این کار رو نکن. ولی قورباغه باز گوش به حرف مامان نمی ده. آرتین خودش به قورباغه می گه ولی باز اثر نداره. مامان به قورباغه می گه باشه دیگه نمی تونی کارتون ببینه. و آرتین می گه: آره مامانی نگذار قورباغه کارتون ببینه فقط به آرتین نشون بده....:-)

آرتین فیلسوف

آرتین می گه : مامان تو چشمهای منو میبینی. مامان میگه : بله عزیزم. آرتین: مامان منم چشمهای تو رو می بینم ولی من چشمهای خودمو نمی بینم. آخه مامان من اینطرفم.:-)