Monday, November 29, 2010

آرتین جوجو، بابا علی جوجو

آرتین یه جوجوی کوچولوی جدید اسباب بازی از من گرفته بود و باهاش رفته بود تو وان حموم و داشت بازی می کرد. یه جوجوی بزرگ اسباب بازی هم داشت که معمولا اونم همراهش بود. رفتم توی حموم دیدم جوجو بزرگ و کوچیک رو در حالیکه گرفته بود روبروی هم،اینجوری به هم معرفی می کنه:
(رو به جوجو بزرگه) این بابا علی جوجوی و ( رو به جوجو کوچیکه) این جوجو آرتینه:

عوض کردن باتری

آرتین کوچولوی من کلا تو کار باطری سازیه...

هر چیزی که کار نکنه اولین کاری که به ذهنش میرسه تا درستش کنه عوض کردن باطریشه...
چراغ حماممون سوخته بود دیدم آرتین دویده دو تا باطری قلمی آورده و می گه " باطری عوض"

ورژن جدید آقای این چیه؟

آرتین در سیر تکامل تدریجی شخصیتش تبدیل شده به آقای نیمی فام (یعنی نمی خوام). آرتین همه چیز رو نیمی فاد. حتی وقتی اون چیز رو گرفته و اگه اسباب بازیه، داره باهاش بازی می کنه یا اگه غذاست داره میخوره بازم نیمی فاد.

جالبیش به اینه که جمله ای که برای نیمی فداد گفتنش می گه اینه:
"آی وانت نیمی فاد

تعجب نکنید آرتین خودش رو سوم شخص می دونه مثلا منم صدا می کنه " مامانش"