Sunday, January 24, 2010

آرتین اولین جمله زندگی شو گفت

" امی ماشین یفت "
حالا خدا می دونه منظورش چی بوده: امی با ماشین رفت یا امی ماشین رو برد یا ماشین امی رفت یا ... یادم باشه بزرگ شد ازش بپرسم...

آرتین عاشق آب بازیه

آرتین نازنازی رفته کلی تو یه دریاچه آب بازی کرده، تازه اصلا از آب نمی ترسه....


Sunday, January 17, 2010

آرتین نمایش می دهد

آرتین جوجه یه نمایش کوچولو از خودش اختراع کرده.
کفش های بابایی رو پاش می کنه، میره سعی می کنه در خونه رو باز کنه، بعد برمی گرده و در حالیکه تا کمر دولا می شه می گه ...ننام...(یعنی سلام). (نمایش آمدن خونه باباجونشه).


آرتین یفت دد


این آرتین نازنین برای اولین بار رفت یه غار قشنگ.
آرتین 66 تا پله رو خودش رفت پایین و اومد بالا.
نتیجه اش هم 3 ساعت خواب سنگین بود تمام راه از غار تا خونه...